اولین سونوگرافی
سلام کوچولوی عزیزم. شبت بخیر. از پنجشنبه غروب که رفته بودم کرج تا امروز صبح برنگشته بودم. امروزم از صبح حالم زیاد خوب نبود و نتونستم برات بنویسم. عصر با بابایی و خاله جون و شوهرخاله رفتیم دکتر. ساعت 5 نوبت داشتیم اما ساعت 7.5 نوبتمون شد. خاله جون که طفلکی خیلی خسته شد اینقدر تو اون مطب شلوغ نشست. بابایی و شوهرخاله هم تو ماشین حسابی خسته شدن اما همه بخاطر ما تحمل کردن و اصلا چیزی نگفتن. این خانم دکتر رو عمه جون معرفی کرده و من اولین بار بود میدیدمش. تقریبا چهل ساله بود. سونوگرافی انجام داد و گفت شش هفته از بارداریم میگذره. یعنی شما تقریبا 4 هفته اته!! قربون اون سن و سالت برم من خانم دکتر عکستم بهم داد اما زیاد واضح نیست.گفت فعلا ن...
نویسنده :
مامان مریم
23:23



